زمین و آسمان ها پرشکر شد به هر

خرید بک لینک
زمین و آسمان ها پرشکر شد به هر سویی شکرها بردمیدست رسید آن بانگ موج گوهرافشان جهان پرموج و دریا ناپدیدست محمد باز از معراج آمد ز چارم چرخ عیسی دررسیدست هر آن نقدی کز این جا نیست قلبست میی کز جام جان نبود پلیدست زهی مجلس که ساقی بخت باشد حریفانش جنید و بایزیدست خماری داشتم من در ارادت ندانستم که حق ما را مریدست کنون من خفتم و پاها کشیدم چو دانستم که بختم می کشیدست 342 مرا چون تا قیامت یار اینست خراب و مست باشم کار اینست ز کار و کسب ماندم کسبم اینست رخا زر زن تو را دینار اینست نه عقلی ماند و نی تمیز و نی دل چه چاره فعل آن دیدار اینست گل صدبرگ دید آن روی خوبش به بلبل گفت گل گلزار اینست چو خوبان سایه های طیر غیبند به سوی غیب آ طیار این ست مکرر بنگر آن سو چشم می مال که جان را مدرسه و تکرار اینست چو لب بگشاد جان ها جمله گفتند شفای جان هر بیمار اینست چو یک ساغر ز دست عشق خوردند یقینشان شد که خود خمار اینست گرو کردی به می دستار و جبه سزای جبه و دستار اینست خبر آمد که یوسف شد به بازار هلا کو یوسف ار بازار اینست فسونی خواند و پنهان کرد خود را کمینه لعب آن طرار اینست ز ملک و مال عالم چاره دارم مرا دین و دل و ناچار اینست میان گر پیش غیر عشق بندم مسیحی باشم و زنار اینست به گرد حوض گشتم درفتادم جزای آن چنان کردار اینست دلا چون درفتادی در چنین حوض تو را غسل قیامت وار اینست رخ شه جسته ای شهمات اینست چو دزدی کردی ای دل دار اینست مشین با خود نشین با هر که خواهی ز نفس خود ببر اغیار اینست خمش کن خواجه لاغ پار کم گو دلم پاره ست و لاغ پار اینست خمش باش و در این حیرت فرورو بهل اسرار را کاسرار اینست 343 ز همراهان جدایی مصلحت نیست سفر بی روشنایی مصلحت نیست چو ملک و پادشاهی دیده باشی پس شاهی گدایی مصلحت نیست شما را بی شما می خواند آن یار شما را این شمایی مصلحت نیست چو خوان آسمان آمد به دنیا از این پس بی نوایی مصلحت نیست در این مطبخ که قربانست جان ها چو دونان نان ربایی مصلحت نیست بگو آن حرص و آز راه زن را که مکر و بدنمایی مصلحت نیست چو پا داری برو دستی بجنبان تو را بی دست و پایی مصلحت نیست چو پای تو نماند پر دهندت که بی پر در هوایی مصلحت نیست چو پر یابی به سوی دام حق پر که از دامش رهایی مصلحت نیست همای قاف قربی ای برادر هما را جز همایی مصلحت نیست جهان جوی و صفا بحر و تو ماهی در این جو آشنایی مصلحت نیست خمش باش و فنای بحر حق شو به هنبازی خدایی مصلحت نیست
کارت...

ما را در سایت کارت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: mehrdad بازدید: 192 تاريخ: پنجشنبه 2 خرداد 1392 ساعت: 21:36

صفحه بندی